غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
346
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
نشسته بود آزادش مىكرد . مردم از اين عمل در تعجب شدند . در سال 634 سلطان علاء الدين كيقباد صاحب روم بناگهان بمرد . علاء الدين آن روز دعوتى عظيم كرده بود كه امرا و اكابر ، و اتباعشان و بسيارى از سپاهيان در آن حاضر بودند . در حالى كه از آن بزم سور بر خود مىباليد و اظهار شادى مىنمود و به سلطنتى كه در اختيار داشت مباهات مىكرد ناگاه در رودههاى خود دردى احساس كرد و به قضاى حاجتش نياز افتاد . خود را به آبريزگاه رسانيد . به اسهال خونى دچار شده بود و خون خالص به مقدار بسيار از او برفت . تا نيرويش تمام شد و بيفتاد و در دومين روز اين بيمارى بمرد . مدت پادشاهىاش هجده سال بود . او مردى خردمند و پاكدامن بود . امرا و حاشيه از او مىترسيدند . دولت سلجوقى پيش از او به سبب اختلاف ميان فرزندان قلج ارسلان روى به انحلال داشت . چون علاء الدين به پادشاهى رسيد آب رفته به جوى باز آورد . خداوند نيز هيبت او در دلهاى مردمان افكند ، همه سر بر خط فرمانش نهادند ، كشورش وسعت گرفت ، جهان فرمانبردار او شد ، و به حق او را سلطان عالم خواندند . پادشاهان به حضرتش آمدند و اطاعت خويش اعلام كردند . علاء الدين پادشاهى سخت دل بود . چون علاء الدين درگذشت اميران ، پسرش غياث الدين كيخسرو را حاضر ساخته با او بيعت كردند و سوگند خوردند . هم در اين سال الملك العزيز پسر الملك الظاهر پسر صلاح الدين صاحب حلب بمرد و پس از او پسرش الملك الناصر صلاح الدين به پادشاهى رسيد و او آخرين پادشاه خاندان ايوب بود . صلاح الدين در سال 658 به دست هولاكوخان كشته شد . هم در اين سال يعنى سال 634 در ماه شوال تاتارها به اربل تاختند . مردم به قلعهء شهر پناه بردند . مغولان چهل روز شهر را در محاصره گرفتند و مالى بستدند و از آنجا برفتند . چون سلطان غياث الدين كيخسرو پادشاهى ديار روم يافت غايرخان امير خوارزميان را بگرفت و ديگر خوارزميان و اميران ايشان بگريختند . چون بر مَلْطيه و كاختين و خرتبرت گذر كردند ، سيف الدوله سوباشى را اسير كردند و برمير ، سوباشى خرتبرت ، را كشتند و بر سميساط حمله كردند و كشتار و تاراج نمودند . چون از سويداء عبور كردند الملك الناصر صاحب حلب در ميان رودخانههاى رها و